تبلیغات
شیرین شعور - خاطره
 
زایش ایده های مدنی
شیرین شعور
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
پنجشنبه 12 فروردین 1395 :: نویسنده : سامرند داودی

هفتم فروردین ماه سال یکهزارو سیصدو نود و پنج خورشیدی، صبح زود برای گرفتن شناسنامه ی فرزند نورسیده ام عازم اداره ثبت احوال می شوم . ازاینکه نفر سوم هستم نفس راحتی می کشم . کم کم به تعداد مراجعین اضافه می شود. پیشنهاد می دهم تا باز شدن اداره ، اسامی مراجعین را بنویسم تا به کسی اجحاف نشود. مراجعین دو دسته اند . افرادی که مانند من برای گرفتن شناسنامه نوزاد آمده اند و آنانی که پیگیر گرفتن کارت ملی اند و از روند صدور کارت بسیار ناراضی. یاد دوندگی های پارسال خودم می افتم که دفتر پبشخوان در طول چندماهه ابتدای سال گذشته مرتب مرا سردواند و دست آخر به من گفت: فعلا کارت هوشمند برای افرادی صادر می شود که اصلا کارت ندارند! جمله ای که بسان آب سردی بر سرو رویم فرود آمد و مرا از مراجعه ی مجدد به پیشخوان، نومید کرد ! بهرحال دقایق به کندی می گذشت و به جمعیت مراجعین افزوده می شد . آنانی که می آمدند عمدتا علت نام نویسی را می پرسیدند و وقتی پاسخ مرا مبنی بر اینکه می خواهم به کسی اجحاف نشود و به محض بازشدن در همگی به سمت دستگاه شماره خوان هجوم نبرند و نوبت را رعایت کنند می شنیدند ، تایید می کردند . تا جایی که هرکسی می آمد از سوی جمعیت به سمت من برای نام نویسی هدایت می شد یا ابتدا به ساکن افراد وقتی مرا در حال نام نویسی می دیدند خودشان با پرسیدن دلیل و تایید رعایت نوبت و پیشگیری از هجوم جمعیت همزمان با گشایش در می شنیدند، اتوماتیک مشخصاتشان را می گفتند . جمعیت که به چهل نفر رسید . مرد میانسالی که داشت با تلفن همراهش صحبت می کرد گفت : پسرم می گوید اسامی افرادی را که شناسنامه نوزاد یا کارت ملی می خواهند را برای سهولت در مراجعه به طبقات تفکیک کنید. یکی از مراجعین به ما کاغذ داد. درحال تفکیک اسامی بودیم و خوشحال ازاینکه جمعیت را مدیریت کرده و بصورت منظم به سمت طبقات و دستگاه های شماره گیر هدایت می کنیم قلم را دور اندیشانه بر چهره ی کاغذ می کشیدیم. دونفری که قبل از من آمده بودند کارشان اخذ کارت ملی بود و بنابراین من نفر اول صف شناسنامه نوزاد محسوب می شدم . درحال تغکیک بودیم که در بناگاه از پشت گشوده شد و جمعیتی که از ساعاتی قبل برای درج و تفکیک اسامی و رعایت نوبت به به و چه چه می کرد به دو ماراتن پیوست و طبق روال جاری بدون توجه به کاتبین به داخل هجوم برد ! هرکسی سعی می کرد از دیگری پبشی بگیرد و از دستگاه شماره خوان زودتر شماره دریافت کند. تعدادی هم به سمت پوز کارت خوان هجوم بردند تا مبلغ مندرج در پشت شیشه باجه را به حساب واریز کنند. بهمراه تنی چند از باشندگان فریاد زدیم که ناسلامتی اسامی را نوشتیم تا همدیگر را رعایت کنیم . اما سرشک فریاد بدون پژواک، به دیوار خورد و کسی اهمیت نداد. سامرند بیچاره که نفر اول شناسنامه نوزاد بود نهم شد . دم باجه رفتیم و لیست تفکیکی را به مسئول باجه دادیم و خواهش کردیم تا از روی لیست بخوانند. متصدی پشت باجه گفت شماره ها را طبق لیست با هم جابجا کنید، چون ما طبق شماره دستگاه شناسنامه می دهیم . با صدای بلند از جمعیت خواستم تا برای جابجایی شماره ها طبق لیست همکاری کنند اما جمعیت بجز یکی دو نفر که همزبان غصه ام شدند .کوچکترین اعتنایی به درخواست من نکردند و همچنان مشغول کشیدن کارت در دستگاه پوز شدند یا خیره در نگاهم، ایستادگی را درمقابل ناباوری هایم به ساماندهی ذهن ترجیح دادند....ساعتی بعد که شناسنامه نورسیده ام را در گرداب عرف دوبارگی گرفتم به غرفه ی غنچه های زندگی شهرداری روبروی باجه مراجعه کردم اما مسئول غرفه هم آب پاکی بر سرو رویم ریخت و گفت بسته ها را نیاورده اند برو و فردا بیا ! آمدنی با جوانی از کرمانشاه به سمت مترو همسفر شدیم و همدل و همزبان به بحث و تبادل نظر پرداختیم که براستی برای فردای ایران زمین چه باید کرد؟ 

                 ارادتمند: سامرند داودی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 09:39 ق.ظ
Hiya! I know this is kinda off topic however , I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest writing a blog post
or vice-versa? My blog goes over a lot of the same topics as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you happen to be interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Wonderful blog by
the way!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:05 ق.ظ
Generally I do not learn article on blogs, but I would like to say that this write-up very compelled me to try
and do it! Your writing taste has been amazed me.
Thanks, quite nice post.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:51 ب.ظ
Howdy! Do you know if they make any plugins to assist with Search Engine Optimization? I'm trying to get my blog to rank for some targeted
keywords but I'm not seeing very good success. If you
know of any please share. Thanks!
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:19 ب.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a really well written article.
I'll be sure to bookmark it and come back
to read more of your useful info. Thanks for the
post. I will certainly comeback.
شنبه 14 مرداد 1396 07:16 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wished to say
that I have really enjoyed browsing your blog posts.

In any case I'll be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:28 ب.ظ
Wow, that's what I was searching for, what a data! present here at this weblog, thanks admin of
this web page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

همآغوش بینشی خاکستری درخصوص فرصت اندیشی در مدار و راهبری مدیریت هستم.
تشکیل دانشکده غرب شناسی در دانشگاه تهران ، ایجاد دانشگاه آسیب شناسی با رویکرد توسعه میهن ، ایجاد بنیاد ملی ایده وران ، بیمارستان سامانه ی اداری ، وزارتخانه ی توسعه میهن و سازمان راهبری مدیریت « وابسته به وزارت خانه ی توسعه » ، تدوین نظام جامع تفکر ملی و عینیت یافتن سازمان های مدنی بزرگترین آرمان و سرآمد تصاویر ذهنی من است .
کانال تلگرام تارنگار khaterateshab@


مدیر وبلاگ : سامرند داودی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا با تشکیل دانشگاه آسیب شناسی میهن موافقید؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 

آپلود عکسکد بارش از موس برای وبلاگ

!--Powered By:Milad Masiha , www.sedanema.blogfa.com -->

دریافت کد آهنگ